درسنامه آموزشی تاریخ اسلام (1) کلاس دهم معارف
درس 12: حماسهٔ حسینی
زمینههای قیام
حماسهٔ تاریخی امام حسین در پی مجموعهای از رخدادهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پدید آمد که آنها زمینهساز بروز این قیام بودند. رخدادهای زمینهساز این قیام تنها به سالیان پیش از حادثه مربوط نبوده و باید آنها را در حوادث پس از رحلت رسول خدا ریشهیابی کرد. بدین منظور، زمینههای قیام امام حسین را در سه محور سیاسی، فرهنگی و اجتماعی مرور میکنیم:
1- زمینههای سیاسی
در درسهای پیشین دیدیم که رهبری سیاسی جامعه پس از رحلت رسول خدا به دست امامان معصوم از اهل بیت پیامبر واگذار نشد و جامعهٔ اسلامی تنها حدود پنج سال، طعمِ رهبری دو امام معصوم، یعنی امام علی و امام حسن را چشید و دیدیم که امام حسن تنها به مدت چند ماه آن هم در حال جنگ با معاویه عهدهدار خلافت بود. انحراف جریان خلافت از مسیر ترسیم شده توسط رسول خدا سبب شد رفتهرفته رهبری سیاسی جامعه در دستان کسانی قرار گیرد که کمترین شایستگی را نسبت به خلافت و حاکمیت دارا نباشند. خاندان بنیامیه که در آخرین لحظات ممکن و پس از فتح مکه، به ظاهر اسلام آورده بودند، زمام امور را در دست گرفتند و نهایتاً معاویه که خود تا حدودی ظواهر اسلام را حفظ میکرد کسی را به ولیعهدی معرفی کرد که به انجام علنی گناهان مشهور بود؛ از اینرو، امام حسین با مشاهدهٔ چنین وضعی، قیامی را ترتیب داد که توانست بهصورت آشکار دو خط حق و باطل را از یکدیگر جدا سازد.
فکر کنید و پاسخ دهید (صفحهٔ 107 کتاب درسی)
آیا میتوانیم بین مسیری که جریان خلافت پس از رحلت پیامبر پیدا کرد، با حادثهٔ عاشورا ارتباطی ایجاد کنیم؟
2- زمینههای فرهنگی
یکی از اقدامات خلیفهٔ دوم، جلوگیری از نقل و تدوین احادیث رسول خدا توسط مسلمانان بود. این امر رفتهرفته موجب شد مسلمانان از سنت رسول خدا دورتر و به اموری که بهصورت بدعتآمیزی در دین داخل میشد، عادت کنند. پیشتر، دربارهٔ شیوهٔ عملکرد معاویه، اشاره کردیم که او تلاش میکرد با استخدام دین فروشان دنیاطلب، روایات مجعول و دروغین در جامعه رواج دهد؛ و این در حالی بود که صحابهٔ پیامبر و تابعین در فضای خفقانآمیز آن دوره، از نقل شنیدههای خود از رسول خدا با دیگران که خوشایند حاکمیت اموی نبود ممنوع بودند. بنابراین، فضای فرهنگی جامعه در دهههای پس از رحلت رسول خدا تا حماسهٔ حسینی، به گونهای پیش رفت که معارف دینی دچار تحریف و تغییر شد و بسیاری از امور خارج از دین و بدعتآمیز، به نام دین در اختیار مردم قرار گرفت. این وضعیت، حرکتی انقلابی را میطلبید که طی آن، معیارهای درستِ شناخت دین، مجدداً به مردم معرفی شود.
3- زمینههای اجتماعی
متأسفانه مردم آن زمان نیز رفته رفته از خلق و خوی اسلامی فاصله گرفته و گرفتار نوعی بازگشت به عصر جاهلی شده بودند؛ بهعنوان مثال، در عصر جاهلی، نگاههای نژادپرستانه رواج داشت و عرب بودن نوعی امتیاز بود. رسول خدا با این فکر به مقابله برخاست و هرگونه امتیاز ناشی از چیزی غیر از تقوا و پرهیزکاری را مردود شمرد اما در دورۀ خلفا، اینگونه امتیازات کاذب مجدداً مطرح شد. خلیفهٔ دوم، نظامی طبقاتی در تقسیم بیتالمال و نیز امتیازات سیاسی و اجتماعی را برقرار ساخت. در دورۀ حاکمیت بنیامیه، یعنی عصر عثمان و معاویه این نوع نگاه رو به شدت و فزونی نهاد. امیرمؤمنان علی در دورهٔ کوتاه خلافتش آن را مُلغی اعلام کرد و در عمل نیز همچون رسول خدا رفتار کرد، اما معاویه و دیگر خلفای اموی، نگاه طبقاتی، قبیلهای و نژادی را به شدت رواج و مورد عمل قرار دادند. همچنین گرایشهای دنیاطلبانهٔ بعضی از حاکمان، خلق و خوی دنیاطلبی را در بدنهٔ جامعه نیز تسرّی داد و این حقیقت در کلمات امام حسین این چنین نمود یافته است: «همانا مردم بندگان دنیایند و دین بازیچهٔ زبانهای آنهاست و تا آنجا گرد دین میچرخند که معیشتشان فراهم آید؛ و آنگاه که با بلایا آزموده شوند، دینداران اندکاند».
از مدینه تا کربلا
با مرگ معاویه در ماه رجبِ سال شصتم هجری، یزید طبق قرار قبلی به خلافت رسید. این خبر هنوز به مدینه نرسیده بود که یزید همهٔ تلاشش را برای اخذ بیعت از مخالفان به کار بست؛ از اینرو طی نامهای، از والی خود در مدینه ولیدبن عُتبهبن أبیسفیان خواست که به سرعت از امام حسین و نیز عبدالله بنزبیر که بیشترین احتمال خلافت در آنها میرفت بیعت بگیرد.
با آمدن فرستادهٔ والی نزد امام، آن حضرت دریافت که معاویه از دنیا رفته، لذا هنگام رفتن به قصرِ والی، جمعی از افراد بنیهاشم را بهطور مسلح با خود همراه کرد. آن شب، امام در برابر درخواست والی مدینه، و نیز اصرار مروانبن حکم برای بیعت با یزید، ضمن مخالفت، چنین فرمود: «یزید مردی فاسق و شرابخوار و قاتل نفوس محترم بوده و کسی است که آشکارا به انجام فسق و گناه میپردازد و شخصی چون من با کسی چون او بیعت نخواهد کرد».
فکر کنید و پاسخ دهید (صفحهٔ 110 کتاب درسی)
آگاهیهای خود دربارهٔ ویژگیهای یزید بنمعاویه را به بحث بگذارید.
امام شب بعد (سوم شعبانِ سال شصتم هجری) به همراه خاندانش از مدینه به سوی مکه حرکت کرد. با ورود امام به مکه، مردم شهر بسیار خشنود و گرد او جمع شدند. حتی عبداللهبن زبیر نیز که خود داعیۀ رهبری داشت، در نماز جماعت و مجلس حدیث امام شرکت جست. امام در مدت اقامتش در مکه، با شخصیتهای مختلف حاضر در آنجا دیدار و گفتوگو داشت و علل عدم بیعت خود را با یزید بیان میکرد. در این مدت، نامههای کوفیان نیز بهدست امام میرسید.
پس از آنکه نامههای پیدرپی کوفیان به امام رسید و طی آن نامهها، از حضرت دعوت کرده بودند به کوفه رود. امام پسر عموی خود مُسلمبن عَقیل را مأمور رفتن به کوفه کرد و به او فرمود: «اگر دیدی مردم بهطور یکپارچه تمایل به بیعت با من را دارند، مرا خبر کن تا بر آن اساس عمل کنم». مسلم با دشواری به کوفه رسید و پس از 35 روز، حدود هجده هزار نفر با او بیعت کردند.
رهبران حزب اموی با دیدن گرایشِ مردم کوفه به فرستادهٔ امام حسین، از رفتارِ نرمِ نُعمانبنبَشیر والی کوفه یزید را مطلع کردند؛ از اینرو، یزید او را عزل و عُبیداللهبن زیاد را که والی بصره بود برای کوفه نیز نصب کرد. با آمدن ابنزیاد به کوفه، و تهدیدات شدید او، رفته رفته مردم از گرد مسلمبنعقیل پراکنده شدند و نهایتاً عبیدالله توانست مسلم را دستگیر و در روز نهم ذیالحجهٔ سال 60 هجری (روز عرفه) به شهادت رساند. امام حسین در روز هشتم ذیالحجه (یک روز پیش از شهادت مسلم) از مکه خارج شد و راه عراق را در پیش گرفت. آن حضرت در رفتن به کوفه شتاب داشت و سبب این کار دو چیز بود: یکی آنکه مسلم آمادگی کوفیان را برای حمایت از امام اعلام کرده بود و دیگر آنکه خطر سوء قصد عوامل یزید به جان آن حضرت در مکه وجود داشت. آن حضرت در مسیر حرکت به عراق، از شهادت مسلم باخبر شد، اما چارهای جز ادامهٔ مسیر نبود. بهجز مسلم، امام دو فرستادۀ دیگر نیز به کوفه اعزام کرده بود که خبر شهادت آنان پس از خبر شهادت مسلم به حضرت رسید.
نخستین برخورد امام با سپاه دشمن، برخورد با سپاه هزار نفری به فرماندهی حرّ بن یزید ریاحی بود. این سپاه مانع حرکت امام بهسوی کوفه شد و به ناچار، آن حضرت در دوم محرم سال 61 هجری در سرزمین کربلا فرود آمد.
فکر کنید و پاسخ دهید (صفحهٔ 110 کتاب درسی)
به نظر شما، با وجود آگاه شدن امام از خیانت مردم کوفه، چرا آن حضرت همچنان بهسوی کوفه ادامه مسیر داد؟
حادثهٔ کربلا
با آمدن امام حسین به سرزمین کربلا، زمینههای تحقق یک رخداد عظیم در تاریخ بشر بهتدریج فراهم آمد. ابنزیاد با آگاهی از حضور امام در کربلا مردان کوفه را با تهدید به قتل خود و خانوادهشان برای حضور در جنگ با امام بسیج کرد. وی به مأموران خود دستور داد در شهر بگردند و هرکس را یافتند که به سپاه کوفه ملحق نشده، او را به قتل برسانند.
آنان مردی از قبیلهٔ هَمْدان را یافتند که در طلب میراث پدرش به کوفه آمده بود. وی را نزد ابنزیاد بردند و او نیز فرمان قتلش را صادر کرد! اینگونه سختگیریها موجب شد همهٔ کسانی که به سن بلوغ رسیده بودند، در لشکرگاه کوفه (نُخَیّله) حاضر شوند. البته کسانی هم تلاش کردند راه فرار در پیش گیرند و نیز کسانی درصدد پیوستن به سپاه امام بودند اما با کنترل شدید راهها، چنین کاری بسیار دشوار بود. در عین حال، بسیاری از مردم، یا در کوفه مخفی شده بودند یا از بین راه، از سپاه کوفه میگریختند و بسیاری از مردم نیز گمان جنگ و شهادت امام حسین را نمیبردند. از فردای روز ورود امام به کربلا سپاهیان ابن زیاد به تدریج در این سرزمین جمع شدند.
فرماندهی سپاه ابنزیاد با عُمَر بن سَعد بن اَبیوَقّاص بود. وی به طمع حکومت بر ری، فرماندهی چنین جنگی را پذیرفته بود. سپاه ابنزیاد قصد داشت عصر روز نهم (تاسوعا) به سپاه امام حمله برد، اما امام درخواست کرد درگیری به فردای آن روز موکول شود تا آن شب را بهعنوان آخرین شب زندگی، به عبادت و راز و نیاز با معبود بپردازند و آن شب در خیمههای امام و یارانش نجواهای عاشقانه از تلاوت قرآن و دعا و نماز برپا شد.
صبح روز دهم (عاشورا) در حالی که امام تلاش داشت افراد جاهل و فریب خورده از سپاه ابنزیاد را نصیحت کند و آگاهی دهد و خود آغازگر جنگ نباشد، اما از آنسو جنگ آغاز گشت. البته کسانی هم از سپاه دشمن به جبههٔ امام پیوستند. یکی از اینان، حُرّبن یزید ریاحی بود؛ هم او که راه را بر امام بسته و او را به کربلا کشانده بود! امام توبهٔ حر را پذیرفت و او نیز بیدرنگ به میدان جنگ رفت و شجاعانه جنگید و به شهادت رسید.
در آغاز، نبرد تنبهتن آغاز شد اما از آنجا که یاران امام مسلح به نیروی ایمان بودند، یکی از فرماندهان دشمن رو به سپاه خود کرد و گفت: «شما در حال جنگ با قهرمانان عرب هستید. اگر آنان را تیرباران نکنید، بهدست آنها کشته خواهید شد». از اینرو تیرباران شدیدی انجام گرفت و در طی چند درگیری، نخست اصحاب امام و سپس افراد خاندان امام به ترتیب به شهادت رسیدند و غروب عاشورا در حالی فرا رسید که اجساد مطهر و بدون سر و قطعه قطعه شدهٔ امام و بیش از هفتاد تن از یاران و اهل بیتش بر روی خاکهای گرم و تفتیدهٔ کربلا در خون غلتان بود و اسطورهٔ جاوید حماسه و ایثار و شهادت در تاریخ بشر رقم خورد.
نقش تاریخی قیام امام حسین (ع)
امام حسین چه هدف یا اهدافی را از قیام خونینش دنبال میکرد؟ آیا نابودی بنیامیه جزء اهداف اصلی او بود؟ با برقراری حکومت عدل؟ یا ...؟ آن حضرت خود، سبب حرکتش را اقامهٔ امر بهمعروف و نهی از منکر و اصلاح جامعه و برداشتن بدعتها از چهرهٔ دین پیامبر معرفی کرده است. گفتیم که جامعهٔ اسلامی پس از رحلت رسول خدا رفته رفته مسیری انحرافی را در پیش گرفت و از معیارهای اصیل مکتب اسلام فاصله گرفت. سنت نبوی به فراموشی سپرده و یا تحریف شد و آیات قرآن نیز براساس میلِ حاکمان تفسیر میشد. قیام و شهادت شخصیتی چون امام حسین میتوانست به مردم جهان در پهنهٔ تاریخ بفهماند که خطِ ترسیم شده توسط بنیامیه، نزد شخصیت معصوم و پاکی چون حسین بنعلی باطل است و بهترین گواه بر این مدعا، شهادت اوست. بدینلحاظ، آثار قیام حسینی را باید در طول تاریخ و همۀ زمانها جست وجو کرد و نه در عصر بنیامیه و بنیعباس؛ و این همان نقش ماندگار و تاریخی قیام حسینی است.
فکر کنید و پاسخ دهید (صفحهٔ 112 کتاب درسی)
دو رویکرد متفاوت امام حسن (صلح) و امام حسین (قیام) را مقایسه کنید.
پرسشهای نمونه (صفحهٔ 113 کتاب درسی)
1- زمینههای فرهنگی و اجتماعی قیام امام حسین را معرفی کنید.
2- چگونگی آغاز نهضت امام حسین و حرکت حضرت از مدینه تا مکه را بیان کنید.
3- ابنزیاد چگونه توانست مردم کوفه را برای جنگ در کربلا بسیج کند؟
4- حربن یزید ریاحی که بود، چه کرد و چه سرانجامی داشت؟
5- نقش تاریخی قیام امام حسین را توضیح دهید.
اندیشه و جست و جو (صفحهٔ 113 کتاب درسی)
1- شرح حال یکی از شهدای برجسته در کربلا را به انتخاب خود، بررسی و ضمن گزارشی ارائه کنید.
2- خطبهٔ حضرت زینب یا امام سجاد در مقابل یزید را انتخاب کنید و همراه با توضیح فرازهای مهم، برای دوستانتان بازگویید.
